چنین میانه " هم " آرزوست!
-
تاریخ: 1395/7/13 ساعت: 5:30
آدمی فکر میکند بعد از ازدواج از ولی ( کسره واو) و شلی ( ضمه شین) در می آید! اما هیچ درکی از گیر کردن (stuck in english) بیش از حد بعد ازدواج ندارد.... به گمانم ازدواجهای سفید مرسوم شده، این درگیریها را کمتر دارد.... پ.ن: دیگه ته تهش شغل طرفین یه جوری باشه ماموریت زیاد داشته باشه، اصطکاک روابط کم شه!
خووبم.....
-
تاریخ: 1395/7/13 ساعت: 5:30
آدمی اصلا نمیفهمد دقیقا کی و کجا دل و دماغش کش آمدند و شل و وارفته پخش زمین شدن.... و این برای من عجیب عجیبه! اگه بخوام بهترین دوره زندگیمو تکرار کنم، مسلما ۴ سال کارشناسیه.... شاد، رها، هرغلط و درستی رو مث بز اخوش انجام میدادم.... با بهترین بچه ها همگروه و همکلاسی بودم.... یه روز درکه، یه روز فرحزا...
نیستی، نیستم...
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 21:50
تماس با شما، توسط مشترک مورد نظر شما، امکانپذیر نیست! لطفا اصلا تماس نگیرید!! پ.ن: مرسی، اه !!!
مرد احمق من، از من میترسد!
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 21:50
به من میگه تو یه روده راست توو شکمت نیست... ! جالبه، چون من به مشتریا هم دروغ نمیگم، چه برسه این! وقتی اینو بهم میگه، نه تنها ناراحت نمیشم؛ بلکه ریز از ته دل میخندمو میگم چرا این حرفو میزنی؟! شاید دلیل این برنخوردن همین باشه که واقعا دروغ نمیگم! پیچوندن و جواب سربالا دادن چرا.... یعنی نه راست، نه در...
احمقم یا آزاده؟
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 21:50
هیچوقت چنین لحظه ای به نظرم نمیومد؛ که بدونم یه نفرو دوست دارم و بی پروا اینو تو گوشش فریاد بزنم.... با علم به اینکه بدونم درصد کمی احتمال داره اون مال من باشه! یعنی به سمت صفر تقریبا... و از این بابت ناراحت نباشم! :-O حتی از پررو شدنشم نترسم... و تلاشی هم برا بدست آوردنش نشون ندم؛ بگم من فقط تورو د...
دوست من، دوستم داشته باش!
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 21:50
همانا به اندازه ای دهان سرویس کنید که طرف بفهمد شما هم میتوانید دهان سرویس کنید! . . . کژ ندهید ماجرا را.... مردها قدرت بیان بالایی ندارند، آرامتر از صدای گریه شما میروند!
آللاه آللاه
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 21:50
یکی از مزیتهای داشتن دو فرزند اینه که با این یکی حرفت میشه، زنگ میزنی اونور دنیا، با اون صحبت میکنی؛ با اون حرفت میشه، با این یکی درددل میکنی! کلا مادرجان یه جوری تقسیم وظایف میکنن، خدای نکرده به کسی برنخوره! حالا شما حساب کن، بیشتر از دوتا فرزند چقد نعمته! بیخود نیست معظم له تاکید دارن رو موضوع!!!
اعتراف
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 21:50
دلم یه برنامه زندگی ای میخواد که نوشتن توش جا خوش کنه....
ول
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 21:49
بهش احساسمو از دست دادم.... میدونم خودش اینطور میخواست و موفق هم شد! منم ذره ای احساس ناراحتی ندارم از این موضوع.... با هم حرف میزنیم.... گپ میزنیم.... گفتگو میکنیم.... بدون بحث، بدون غرض، بدون دلگیری! دیگه قلبم نمیزنه براش.... دیگه تپش قلبی ندارم وقتی باهاش حرف میزنم... به عنوان یه دوست معمولی دوسش...
داستان آدمها به خودی خود پیچیده س.... با مهربانی فقط لطیف ترش میکنم!
-
تاریخ: 1395/7/10 ساعت: 21:49
میگن آدما وقتی میخوان برن مهربون میشن... از اینهمه صبوری و بی تفاوتی خودم نسبت بهش متعجبم! انقدر ناامید شده که گمان نمیکنم کاری برای نگهداشتن من انجام بده.... با این حال و با علم به این موضوع، از هر موقعی خوبتر شدم! شاید برای اینکه میدونم دارم میرم و دیگه بی توقع شدم و دوست دارم همیشه از من خوبی به ...