هرچه دارید و ندارید بپوشید و برقصید و بخندید - تاریخ: 1398/3/22 ساعت: 15:10
بابا لنگ دراز عزیز،این روزها را چند سالیست که خواب دیدهام....و چه سخت گذشت....
اندرونی - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 12:51
چشم بد ازینجا دور نمیشه بلکه یهو کور میشه راحت میشیم!!
با اقتباس از آقا فردمنش - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 12:51
میشه از دست تو رفت و دیگه از دست تو هم راحت شد
خبری هست؟ - تاریخ: 1397/8/30 ساعت: 12:51
چقدر دیر آمده م... کجایی؟ به کجا رسیدی؟ از خانه پشتی چه خبر؟ خبری هست؟
پست وبلاگ پرکن - تاریخ: 1396/11/21 ساعت: 19:27
 پسرارو دیدین چجوری تو جمعشون میشینن....از تکنولوژی و ماشین و پول و فوتبال حرف میزنن....بعدم وسطاش آروم میشینن همدیگه رو نگاه میکنن،یه گپ میدن وسط حرفاشون!دخترا اما اگه یه لحظه ساکت شن گو خودشونو گرفتن!!برا همین مدام مشغول صحبت از پری و خواهرشوهر زری میشن!!پ.ن: البته اکثرا دیگه.... نه اینکه همه!+ نو...
تیک ایت ایزی که میگن اینه ها.... - تاریخ: 1396/11/21 ساعت: 19:27
 بهم گفت متوهمدروغ چرا.... یکم ناراحت شدم، اما نه به اندازه ای که باید میشدم!یعنی راستش خوشحال شدم بهم ته مونده ذهنشو درباره من گفت!!و هیچ تلاشی هم برای جبران افاضاتش نکردم!!چون فعلا کارش دارم تریپ آزادگی هم برنداشتم که بگم حالا اصن نکنه!!اتفاقا بزار بکنه.... من قسم میخورم اگه ذره ای احساس ازش پیشم ...
سکوت - تاریخ: 1396/11/21 ساعت: 19:27
 بزارید اعتزاف کنم که اینبار هم اعصابم خرد شد!ولی باز هم به روی خودم نیاوردمو جریان رو آروم سپری کردم!قبلا بود یه جیغ بنفش از درون تحویل خودم میدادم که تا چندوقت صداش تو وجودم پژواک داشت!!+ نوشته شده در  جمعه ۲۰ بهمن ۱۳۹۶ساعت 18:22&nbsp توسط پناهنده  |  Let's block ads! (Why?)
شکر این سال به سال - تاریخ: 1396/10/24 ساعت: 22:12
دوست داشتم حداقل یه نفر اینجا بهم تبریک میگفت، اما نگفت.... ولی تا دلتون بخواد امروز سورپرایز شدم از تنها دوستی که سالی یکبار میبینمش و امروز منو به صرف شام و کادو دعوت کرد و پسرخاله ای که چندسال یکبار میاد پیش ما و خیلی اتفاقی امشب بود.... و چقدر خوب بود دیدنش.... گپ زدنش.... درد و دل کردنش.... و چ...
خلاصه خرابکاری هاشان! - تاریخ: 1396/10/24 ساعت: 22:12
آن سبو بشکست و آن پیمانه ریخت.... دیگه تلگرام که هیچ، ف'یس'بوکم آزاد کنی، من بعد سالها فلفل شیکن دارم که میرم باهاش تویی''تر + نوشته شده در یکشنبه ۲۴ دی ۱۳۹۶ساعت 10:35 توسط پناهنده |
هیچی نگم بهتره... - تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 15:22
دارم دستی دستی پشت پا میزنم به همه چی بابت رفتارش... دارم با زبون بی زبونی نه، خیلی صاف و شفاف بهش میگم.... ولی مثل این چندسال که همه چیزو آسون گرفتم، حتی تصور نمیکنه چقدر جدیم!!! شاید بعد از رفتنم تاکید میکنم شاید بعد از رفتنم متوجه بشه.... شاید! + نوشته شده در یکشنبه ۷ آبان ۱۳۹۶ساعت 21:47&nbsp توس...
آلارم - تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 15:22
به مامانم میگم پسرت کجاست؟ میگه نمیدونم ببین کجا افتاده! با گوشی مامانم زنگ زدم بهش، میگه سلام مامان میگم سلام من خواهرتم! میگه عه تویی؟ ببین من با فلانی تو ماشینم صداتم رو اسپیکره! این یعنی جون هرکی دوست داری الان سر به سر نزار.... گفتم باشه متوجه شدم تو موقعیت جواب دادن شوخیهای من نیستی.... هیچی د...
ملغمه ای به نام کشور مقدس اسلامی! - تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 15:22
کتاب پله پله تا ملاقات خدا درباره مولانا از عبدالحسین زرین کوب چاپ ممنوع هست... بعد الان تو رادیو داشتن درباره حُسن این کتاب یه آقایی تعریف میکرد؛ آقای مجری هم خیلی مشتاق نشون میداد! میخوام بگم کمدی و طنز و گوه و مسخره بودن رو تو مملکت رد کردیم! مرزهای ناشناخته ای پیش رومون از وضعیت جدید باز شده!! +...
بعد مدتها - تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 15:22
دیروز داشتم فکر میکردم زلزله اردبیل چه جنب و جوشی داشتم و چقدر کمک جمع کردم و پخش کردم! حتی اینجا اعلام کردم و یک نازنینی برام واریز داشت اون موقع .... و الان چقدر درگیر هزار فکر شدم که حتی تاریخ و روزا از دستم در رفته و فقط میتونم فکر کنم فردا چه کارهایی باید انجام بدم! چقدر زندگیم فرق کرده و چقدر ...
تاریخ تکرار خواهد شد: - تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 15:22
میخواهم عنوان کنم سال ۱۴۰۰ احمدی.ن.ژاد دیگری ظهور خواهد کرد.... با این حجم از نارضایتی بی سابقه.... میشود آنچه از خا.تمی خواستند و نشد و قهر کردند.... !!! پ.ن: مادر غمین و دلگیر و با بغض گفت میرویم، از اینجا میرویم..... و سکوت هوای ما را بغل کرد! + نوشته شده در پنجشنبه ۲ آذر ۱۳۹۶ساعت 1:21&nbsp توسط ...
از سرشب - تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 15:22
یه نفر تابلو مزاحم تلفنی شد؛ بعدم با مسج!! بلاکش کردم؛ حالا میرم مدام لیست بلک رو نگاه میکنم ببینم چه چیز تازه ای نوشته!!! خوبه ها.... چون صدای دینگش نمیاد، انگار مجبور نیستم جواب بدم و بهش میخندم که میدونه بلاک شده و یکطرفه حرف میزنه! + نوشته شده در شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶ساعت 0:29&nbsp توسط پناهنده |
چرخ گردون - تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 15:22
قسمت بود ایندفعه که هی فکر میکردم چقدر بی خاصیت شدم؛ یه جوری چرخ فلک بچرخه؛ که من تو عمل انجام شده باشم برای کمک!! امشب آخرین سری هست که بچه ها میرن کمک و به منم گفتن بیا... دارم میرم.... امیدوارم مفیدتر از اونچه ازم انتظار دارن باشم اونجا.... + نوشته شده در شنبه ۴ آذر ۱۳۹۶ساعت 23:19&nbsp توسط پناهن...
مردها عالین! - تاریخ: 1396/9/10 ساعت: 15:22
با یه جمعی بیرون بودیم؛ سر سفارش به توافق رسیدیم؛ همبرگر! اون کسی که سفارش داد دیدیم برا خودش نگرفته! گفتیم چرا؟ گفت رژیمم.... به پسرتوپولشم گفت برا تو و عمه یه نوشابه گرفتم زیاد نخور! آقا این هی راه رفت، مام تو فضای باز مشغول خوردن.... تا اینکه تموم شد بلند شدیم، کجاست؟ کجاست؟ دیدیم دوتا دکه پایینت...
مخاطب خاص - تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 23:32
مرسی که گفتی.... نه حقیقتا یک درصدم احتمال ندادم دروغ بگی.... چون لزومی نداره و منفعتی هم نداره.... همه چی از کلاه قرمزی شروع شد!!! به یادتم.... بازم ممنون، امیدوارم خبرهای خوبی بشنوم..... + نوشته شده در سه شنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۶ساعت 15:9&nbsp توسط پناهنده |
درس این سالها.... - تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 23:32
میخوام مشق شب بنویسم: تو کاری که بلد نیستید وارد نشید! تو کاری که بلد نیستید وارد نشید! تو کاری که بلد نیستید وارد نشید! تو کاری که بلد نیستید وارد نشید! تو کاری که بلد نیستید وارد نشید! + نوشته شده در چهارشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۶ساعت 0:29&nbsp توسط پناهنده |
رفتارت زشت ترین رفتاره..... بفهم! - تاریخ: 1396/7/20 ساعت: 23:32
ضعفش اینه متوجه زشتی کارش نمیشه.... اما همیشه خودشو سرزنش میکنه..... فقط سرزنش، اونم همیشه.... که چرا من کار گرفتم!؟ نه اینکه چرا حرف بد رو زدم!؟ + نوشته شده در چهارشنبه ۱۹ مهر ۱۳۹۶ساعت 22:5&nbsp توسط پناهنده |

برچسب‌های مرتبط

فروشنده اصغر فرهادی | فروشنده اصغر فرهادی youtube | فروشنده اصغر فرهادی download | کجای کاریم | همین خوبه | همینجوری به انگلیسی | همینطوری به انگلیسی | همین است زندگی | همینه که هست علیزاده | همین امشب میزنم ریشمو