به من تو بچگی تو فامیل میگفتن "لوسین"....
بسکه به گفته اونا و نسبت به بچه های دورو بر خودم لوس تلقی میشدم....
بیشتر البته چون چسبیده بودم به مامانم اینو میگفتن....
یا مثلا دهنی نمیخوردم....
یا مثلا خسیس بودم....
یا مثلا با ناز و کرشمه حرف میزدم، چشم و ابرو میومدم....
خلاصه که الانم هنوز هستن از اون دوران که صدام کنن "لوسین"!!!
و من واقعا میخندم همراهشون :دی
بعد داشتم بهش میگفتم من لوسم....
گفت نه نیستی!!
خیلی اصرار داشتم، بگم من لوسم....
ولی حتی با تعریف کردن این داستان هم زیر بار نرفت....
گفت تو لوس نیستی و من چیزی ندیدم!!
گفتم ولی من دوست دارم لوس باشم... ::دی
گفت خب اینو بگو.... باشه تو لوس!!! :))))
برچسب: تونه,
نویسنده: مانی جلالی