دیشب جلو تلویزیون دراز کشیثده بودم.... هاپو دورپ برم رفت و آمد داشت....
منم یه چشمم تو گوشیمو یه چشمم به تلویزیونی بود که صداش تقریبا قطع بود!
نیمه اول ۲تا گل که خوردیم.... گوشیو خاموش کردم، کله مو چسبوندم به متکا...
ولی همچنان حواسم به بازی نیمه دوم بود...
نمیدونم تو اون بیصدایی از کجا فهمیدم گل سوم رو خوردیم....
از جا پریدم، یه وای گنده گفتم و فهموندم سومیو خوردیم و میتونه کانالو عوض کنه....
صبح میدونستم باختیم اما اینکه ۶تا خوردیم برام قابل پیشبینی نبود!
ولی از ابراز نظرهای سیاسی بیستر تعجب کردم!
حالا شوخیهای پرسپولیسیها... هیچ! اون کل کله.... تفریحه... فوتبالم تفریحه....
اما اتفاقا باخت ما یا هرنیم دیگه ای ناشی از سیاسی بودن ورزش ما علی الخصوص فوتبالمونه!
شما زمین و ورزشگاه و نورپردازی اونارو نگاه میکردی، خودت ترک میدون میکردی!
اونوقت ما تو شیش و بش شغل همسر فلان بازیکنیم!
یا بودجه ای که سلیقه ای واسه تیمها بسته میشه.... مث یه بچه نارس که بهش قرص خواب میدن که فقط بخوابه..،
مشکل نه مربی به خصوصی هست.... نه بازیکن به خصوصی!
مشکل ما ریشه ایه... فوتبال شده یه کالای لوکس که هرکسی میخواد پول ازش دربیاره....
نه اینکه بخوان رشدش بدن، یا بزرگش کنن!
ما مردمم که مثل همیشه احساسی.... یا فحش یا بدو بیراه، یا مثل سرد.بیر اخمق اون رو.زنامه نادان!
اونقدر ناراحتیم که سریع دوست داریم مربی عوض شه ما یکشبه بششیم برزیل!
آقا یه کم بزرگتر فکر کنیم.... ریشه رو پیدا کنیم و درمان رو از اونجا شروع کنیم!
نه از روکش!
برچسب:
نویسنده: مانی جلالی