بیا که موسم شور و دمِ غزلخوانی است....
به قولِ حافظِ ما نوبتِ گلافشانی است....
دوباره پنجره را سمت عشق بگشاییم....
هوای آخر اردیبهشت "روحانی" است....
شب آخره....
و برخلاف 4سال قبل استرس ندارم...
آهنگ یه دختر تو تراس روبرویی ابی رو گوش نمیدم و گریه نمیکنم!!
نیازی نیست تراز بگیرم برای رای دادن و ندادن....
اونقدر حالم بد نیست که آبجو باز کنم بخورم...
من فقط آرومم...
خرد من میدونه چی درسته و چی غلط....
انقدر آرومم که از قبلترها فکرش رو کردم اگر نشد، باید جلو در کدوم سفارت جا بگیرم!!
نگران نیستم....
من این مردم رو دوست دارم...
و به هوش و عقلانیتشون احترام میزارم....
هیچ حجتی بالاتر از رای اون 3نفر در حصر نیست....
یا اون دخترکی که روش اسید پاشیدن...
یا مادر سهراب اعرابی که تو آزادی دیدمش....
ما از اینا داغدارتر و بالاتر نیستیم که بخوایم بگیم نه!
یا حتی آقامون ابی که پستش رو ادیت کرد، قلبای بنفش و سبز رو برداشت!!!
دیگه کی مونده....!؟
منصف باشیم که جلوی خیلی از اتفاقا گرفته شده....
و منصف باشیم و بدونیم چیزای خوبی اتفاق افتاده....
و باز هم میتونه اتفاق بیفته....
من امیدوارم با رای بالای 65 یا 70 درصد ایشون رای بیارن....
مشارکت بالا خیلی از برآوردها رو میتونه برآورده کنه!
و من از صمیم قلب آرزوی سربلندی و عزت و افتخار برای این مردم و سرزمینم دارم!
برچسب:
نویسنده: مانی جلالی