نیم ساعت بعد باخت استقلال برای پرت کردن حواسش بهش زنگ زدم....
تا برداشت با این جمله شروع کرد:
" تو دیگه چی میگی این وسط، باید حتما به توام جواب پس بدم....
قبل تو از تبریز زنگ زدن و چنین و چنان...."
و شما ذره ای فکر کن اصن بزاره من بگم سلام....!!!
هیچی دیگه....
اون اونور از همه جا داشت غر میزد.... من اینور ریسه رفته بودم از خنده!!!!!!
پ.ن: نیت همین بود اون غر بزنه، تخلیه شه، عصبانی نباشه....
پ.ن: مامانمم که بعد گل دوم پاهاش بی حس شد....
اصن یادم نبود این بچمم جنبه نداره، بزنم اون یکی کانال! :-/