اعترافات یک پناهنده

متن مرتبط با «گرام» در سایت اعترافات یک پناهنده نوشته شده است

مادر گرام رو عرض میکنم....

  • نیلوبلاگ

    مدتهاست میگه فلانی عکس قدی ازت میخواد....امروز گفتم به فلانی بگو دوستپسر داره....چشاش گرد شد، گفت تو به خاطر اون همه رو داری رد میکنی....گفتم نه.... تا چندوقت پیش اینطوری نبود...!!الانم که اینو میگم به این دلیله که واقعا حوصله ندارمخودمو اینهمه افکار درهم برهم رو واسه یکی دیگه 6 7 سال شرح و بسط بدم!اون هم منو میشناسه، هم جد و آبادمو...هروقتم دوستیمون تموم شد، شک نکن میرم....دیگه نگفتم چه...

    ادامه مطلب