اعترافات یک پناهنده

متن مرتبط با «باشه» در سایت اعترافات یک پناهنده نوشته شده است

تا کی باید اینجوری باشه!؟

  • نیلوبلاگ

    مراسم تش.ی.یع اب.را.ه.یم ی،ز،دی... دست راست امام.... آدمی که برنامه ریزی های ان.قلا،ب رو از نوشتن قان.ون اسا.سی تا باقی چیزهایانق.لابی رو به واسطه سواد کافیش هدایت میکرد.... و مثل همه انقلابها، توسط انقلاب بلعیده شد! و هنوز شعار یا.حس.ین م،یر.حسی.ن.... و هنوز مو به تن من سیخ میشه.... و هنوز.... +نوشته شده در پنجشنبه ۹ شهریور ۱۳۹۶ساعت12:44 توسطپناهنده | ...

    ادامه مطلب
  • هرکاری میکنید واسه خودتون باشه، فقط خودتون مهم هستید و خودتون...

  • نیلوبلاگ

    قرار بود مهمونی برم، نشد.... بعد مهمون اومد.... به هرحال من موهامو داشتم درست میکردم.... این تار سفید خودشو انداخت بیرون... که داشتم بی اراده میدادمش بره اون پشت مشتا... بعد ایستادم.... دیدم همینه که هست.... من در این سن اینو دارم.... و خب بیرونم باشه خیلی بد نیست.... چه بسا مهمونمون رفت، رفتم جلو آینه خودمو با همون تارمو دوست داشتم... میشه به چیزای دیگه هم بسطش داد.... +نوشته شده در شنبه ۴ ...

    ادامه مطلب