اعترافات یک پناهنده

متن مرتبط با «بابا» در سایت اعترافات یک پناهنده نوشته شده است

چی میخوای تو!!؟ ای بابا!!!

  • نیلوبلاگ

    دودیقه سر کوچه رو ول کن،بیا ته کوچه کارت دارم!!!...

    ادامه مطلب
  • ای بابا

  • نیلوبلاگ

    واقغا درست نیست میاید میخونید و میرید،بیاید بخونید و نرید!...

    ادامه مطلب
  • ای بابا...

  • نیلوبلاگ

    شکست دیروز استقلال و صحنه علی منصور بعد از بازی، منو یاد اونروزی انداخت که استقلال با بهمن(پیکان سابق) بازی داشت و من با موهای بافته دوطرف و یه بلوز دامن چین چینی کوتاه تو ورزشگاه آزادی رو نیمکتای سیمانی بودم... خب قطعا تو اون سن و سال ۹ ساله، من هنوز طرفدار نشده بودم.... و استقلالم نتیجه دلخواه رو نگرفته بود... اما بعد بازی رو خوب یادمه که وقتی داشتیم تو شهر چرخ میزدیم، جلو هتل رامتین ناصر خان...

    ادامه مطلب
  • یه ذره آرامش داشته باشین بابا....

  • نیلوبلاگ

    هیچوقت تزئینات توالت عروسارو درک نکردم....در واقع اونهمه شلوغی از ظرف و ظروف رو هم درک نکردم....چند دست رختخواب و چرخ خیاطی رو ایضا!!(مگه کسی الان خیاطی میکنه؟)معماری و سبک مدرن رو بیشتر دوست دارم....اونم به خاطر خلوتی و فراغ خاطرشون.... +نوشته شده در پنجشنبه ۸ تیر ۱۳۹۶ساعت21:38 توسطپناهنده | ...

    ادامه مطلب