
میگه چیکار میکنی.... میگم مث یه ماهی تو رودخونه خودمو سپردم به آب... میگه نه، باید بجنگی! میگم چه کاریه وقتی میدونم تهش میرسه به دریا! +نوشته شده در سه شنبه ۷ شهریور ۱۳۹۶ساعت0:20 توسطپناهنده | ...
ادامه مطلب
آهنگ "ای یار" امیرحسین.... میخوام بگم پارسال تمام رای من بود این پسر.... نوش جونش جایزه ش! گوش کنید، حتما کِیف میکنید.... ;-) +نوشته شده در چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۶ساعت12:4 توسطپناهنده | ...
ادامه مطلب
انقد حس خوبیه که بچه ها من و خونه مارو دوست دارن... در حالی که از باید و نبایدهام حساب میبرن... این حجم از دوست داشتن، خیلی برام شیرینه... دلیلشم اینه با زبون خودشون باهاشون صحبت میشه اینجا.... و از قوانین دست و پاگیر و بهونه گیریهای الکی بزرگترا خبری نیست.... +نوشته شده در پنجشنبه ۱ تیر ۱۳۹۶ساعت13:21 توسطپناهنده | ...
ادامه مطلب
باید بگم که الان با لب و لوچه آویزون که از پیش اون برگشتم.... دقیقا نمیدونم جواب مامانمو چی بدم؛ وقتی بپرسه: " خوش گذشت؟ " ...
ادامه مطلب